![]() |
![]() |
|
| هر چی مربوط به دل باشه می نویسم |
|
سارا برای تو می نویسد این نامه را . تا بدانی هنوز دوست داشته می شوی و دوست داشته خواهی شد . از سارا با عشق ، تقدیم به تو .....
|
|
+ نوشته شده در
87/04/04ساعت توسط سارا |
|
|
بچه ها جونم سلام ما داریم کارهامون را می کنیم که برگردیم تهران . شاید نتونستم تا اون هفته بیام وبلاگ . ممنونم که برام دعا کردین . نمی دونید چه خوشحالم که داریم بر می گردیم تهران خدای گلم شکرت |
|
+ نوشته شده در
87/03/19ساعت توسط سارا |
|
|
امروز اولین سالگرد توست . از وقتی رفتی تا به امروز خیلی اتفاق ها افتاد . این یک سال برا همه مون ده سال گذشت . درسته که پیش ما نیستی اما یاد عزیزت همیشه در قلب ما خواهد بود . مثل خودت عزیز و دوست داشتنی .
|
|
+ نوشته شده در
87/03/18ساعت توسط سارا |
|
|
کمکم کن کمکم کن نذار این گمشده از پا در بیاد
دلم می خواست در آغوشت باشم تا بمیرم ..... آغوشی که نجیب بود و پاک و مهربون ..... آغوشی که خالی بود از هوس ..... آغوشی که قدرش را ندونستم ....... دیدی ؟ دیدی آخرش قدر تو را ندونستم ؟ ...... مهربونم دلم برات یه کوچولو شده ....... می دونم که ناراحتی می دونم که رنجیدی ..... می دونم که تنها موندی ...... اما عزیزم نبودنت برا من بدترین تنبیهه ...... دیگه دست از تنبیه من بردار ...... عزیزم من دوستت دارم ...... اندازه همه پاکی که در چشم هات دیدم ..................... |
|
+ نوشته شده در
87/03/10ساعت توسط سارا |
|
یک مطلبی خوندم در اینترنت درباره نام پنج تن بر آثار یافته شده از کشتی نوح . اگر کسی منبع موثق سراغ داره به من بگه لطفا |
|
+ نوشته شده در
87/03/08ساعت توسط سارا |
|
|
سلام دوست جونا حال و احوالتون خوبه ؟ مارو نمی بینین خوش هستین ؟ نه خاله سارا همه تان را دوست داره . قربونش برم آنجل گفت ازش پرسیدم خاله جون چیا دوست داری ؟ اونم گفته 'سارا - مامانی - پیتزا یک روز دیگه هم به اتفاق آنجل و مامانم و داداش کوچولو رفتیم جاهای دیدنی شهرمون . جا همه تان خالی خود من هم خیلی از اون جاها را ندیده بودم هنوز . خب ما تازه اومدیم اینجا و اگه خدا بخواد داریم بر می گردیم تهران . کلی عکس گرفتیم و کلی خاطره ثبت کردیم صبح روز آخر هم باهم رفتیم بازار شهرمون و آنجل چندتا لباس و روسری خوش طرح خرید . من هم دوتا روسری خوشکل خریدم ** خدا همه عزیز های شمارا هم براتون صحیح و سلامت نگه داره ** این برا میترا و آنجل گلم : میترای نجیب مرسی که به آنجل گفتی مهمان ما شه . خیلی دوستت دارم . آنجل مهربون هر چند وبلاگم را نمی خونی اما دوستت دارم . ** بچه ها جون پس چرا برام نظر نمی دین ؟ دلسرد می شم ها |
|
+ نوشته شده در
87/03/06ساعت توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
تاتوره جونم مریم گلی عزیزم شیدای نازنینم محمود (پسر گل آبادان) پرشین ( سالار جان ایران دوست ) اجتماعی و سینمایی ( پدرام گل ) |
|
RSS
|